۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

افسوس مخور، مگو اگر ،کاش

با خود سفری به بیکران کن
آن سوتر خود گلی نشان کن


از پیله درآ و جان تکان باش
پروانه وشی...درآسمان باش


شمعی به حضورشب بیفروز
تا روز شود ترا دل افروز


منشین بر سایه گفتگو کن
آنسوتر خویش جستجوکن


بر خاطره ها بکش کمی دست
لبخند بزن،اگر کسی هست


همسایه ی خلوت خودت باش
افسوس مخور،مگو اگر،کاش


امروز بیا و آفرین شو
از حلقه گذر کن و نگین شو


با عشق بکن تو مهربانی
این رسم دل است و زندگانی