۱۳۹۲ تیر ۲۹, شنبه



می دانی ای عزیز
ای نسل خبط و خون
ای راوی هبوط
در وادی سقوط
گر چه به هردلیل
راهی که میروی
پیوسته بسته است
جامی که دادنت
ساقی – پیشه مست
درجا شکسته است
اما عزیزمن
اینی که میرود
آسان ز دست و دل
مابین شد و مد
با نام زندگی
عقدش بنام توست
بیهوده سر مکن
در ماندنش بکوش
زین جام بی بدیل
تا زنده ای
 بنوش...