۱۳۹۲ اسفند ۷, چهارشنبه

می خواهم آسمان را آبی 
و گل های سرخ را در کنار بنفشه ها و یاسمن ها بکشم اما...
می خواهم دریا را بکشم
 آرام،  با قایق های سپید
که مردان را بسوی خانه ها می رانند اما...
می خواهم رقص رهایی پروانه های رنگین بال را
به همراه کوچ مرغابی ها
 در دشت های شکفته شقایق
به تماشا بکشم اما...
می خواهم پسر را در آغوش مادر
پدر را همگام دختر
برادر را مهر بان خواهر
و شهر را، وشهر را، وشهر را
با خنده و نور چراغانی کنم اما، اما، اما
 مدادهایم

هیچکدام نوک ندارند...!