۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۲, جمعه

ای نامت از نام پدر هم آشناتر
ای دامنت رنگین تر از دامان مادر
تا نخ به نخ می بافمت بر دار غربت
گل می شکوفد بر در و دشتت مکرر

ای خاک من، ای سرزمین مهر و تدبیر
آوای تار و ساز و سنتور تو شبگیر
تو با زبان عاشقی، قلب زمین
پس، از کجا داری به سینه زخم شمشیر؟

ای مادر تاریخ، ای خورشید تابان
بس تاختند بر دامنت افراسیابان
پیراهنت خونین و جانت چاک چاک است
ای جان به قربان توای مام من، ایران

برخیز و بیرون کن ز دشمن مرزهایت
فریاد کن، تا بشنود دنیا صدایت
خاک ترا با خون خود ما کرکشیدیم
ای جان صدها آرش دیگر فدایت...