۱۳۹۱ آذر ۲۰, دوشنبه

وقتی که با هم زیستن 
هیچ منطقی را بر نمی تابد
و هیچکس 
قانون سهم دیگران را، نمی شناسد
و هیچکس 
از خشونت و مرگ نمی هراسد
و هیچکس
 اخبار روزنامه ها را نمی خواند
وقتی که بخاری مدرسه ای
 بجای گرم کردن، می سوزاند
و پنجره 
 بر روی چلچله های وحشت زده بسته می ماند
وقتی که مسافران جاده های نور
راهی گور می شوند
پس بیاییم
برای بمب های شهرمان
که هر روز در حال انفجارند
و جسد جزغاله شده ی کودکان را 
بر زمین تف می کنند
 شعر بخوانیم
تا اگر مردیم 
شاعرانه بمیریم
نه بی منطق...