کاریکلماتور
مردم سیل زده،به آغوش زلزله پناه می برند.
آغوش زلزله،برای اجساد بازشد.
برای خواندن افکارش،چراغ را روشن کرد.
گل های کاغذی،باران را تحریم کردند.
با گل کاغذی، نمی توان بهار را گول زد.
گل های مصنوعی ،باران را مسخره می کنند.
زنبور،چشم عسلی ها را بیشتر دوست دارد.
کبوتران نامه بر،بی تمبر به مقصد می رسند.
برای اسب سواری، از اصل پیاده شد.
اقیانوس،انبار آذوقه ماهیان دریاست.
رگبار،حمال آسمان است.
مردم سیل زده،به آغوش زلزله پناه می برند.
آغوش زلزله،برای اجساد بازشد.
برای خواندن افکارش،چراغ را روشن کرد.
گل های کاغذی،باران را تحریم کردند.
با گل کاغذی، نمی توان بهار را گول زد.
گل های مصنوعی ،باران را مسخره می کنند.
زنبور،چشم عسلی ها را بیشتر دوست دارد.
کبوتران نامه بر،بی تمبر به مقصد می رسند.
برای اسب سواری، از اصل پیاده شد.
اقیانوس،انبار آذوقه ماهیان دریاست.
رگبار،حمال آسمان است.