۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه

چند کاریکلاماتور:

در زنگ انشأ، بچه های فقیر همیشه علم را انتخاب می کنند
چون ثروتمندتر از معلم شان، ثروتمند دیگری را نمی شناسند!
***
تاری را که عنکبوت می نوازد، صدایش را فقط حشرات می شنوند!
***
وقتی فکرش روشن شد، شب پشت در ماند!
***
برای عبور از دشواری ها، پای دل را به دست عقل داد!
***
قطب جنوب، برادر ناتنی قطب شمال است!
***
آدم برفی، از دیدن این همه قالبهای یخی متحرک، به زندگی پس از
مرگ ایمان آورد!
***
زبان سکوت، هیچ شنونده ای ندارد!

۱۳۹۲ مرداد ۱۸, جمعه



بر  بال  هوس! 
   

بخواند اگر صبح فردا خروس
بپاشد طلا آسمان فرق طوس

بپاخیزم از بستر سرد خواب
 بیاویزم از گردن   آفتاب

بریزم ز سر خواب دوشینه را 
 بشویم ز تن  تلخ چرکینه را

  بگیرم دلم را میان دودست
به پروازش آرم به بالا ز پست

سر ار پا کشد  پا نهم برسرش
 به دریا بریزم همه باورش

برقص آورم دشت و صحرا و رود
که خرگاه کیوان برآرد درود
             * 
چنانم  چنانم چنانم به پیر

که گرگ دلم کرده آهنگ شیر!

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه



دیگر
 هیچ وارثی برجای نمانده
من،  امروز دیدم ، دیدم که عریان بودند
 وقتی  که از سنگرهاشان بیرون آمده
و شناسنامه هایشان را
در آتش انداختند!
و چیزی برای آینده با خود برنداشتند
اما سوگند به البرز کوه
 دوباره ازدل همین خاک 
شهسوارانی بپا خواهند خواست
و ما
 تاریخ را
 به یمن حضورشان
با افتخار به آیندگان خواهیم سپرد...