۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه

منظومه ی مردارها...

حالم اصلن خوب نیست از دیدن تکرارها
از دویدن در مدار صفراین پرگارها

از هراس گم شدن در کوچه های خیس و سرد
از صـدای خنـده در مـکاره ی مـکارها



حالم اصلن خوب نیست از سوگ صدها چلچله
مشت سنگین هزاران سایه بردیوارها!

حالم اصلن در زمستان بدتر از بد می شود
هم ز سوز سرد دی،هم زوزه ی کفتارها

از نگاه آینه پیداست حالم خوب نیست
می هراسم بس  در این منظومه ی مردارها!


هیچ نظری موجود نیست: