در گوشۀ یک سیاره سرگردان
جایی ست، که با هر تک سرفه
لخته های خون
علف ها
را سیراب می کند
و پدران سند گرو می گذارند
تا دوباره لبخند فرزندانشان را بخرند
امواج
مرگ
تنها موسیقی رادیوهاست
ومادران وحشت زده هر شب
کودکان دوسر می زایند
اما، هستند هنوز گوسفندانی
که چهارشاخ
به چرا
مشغولند...!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر