۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

آوای قو - ژاله ابیض


آه ای تنهاتر از آغوش شب
در کدامین خانه پیدایت کنم


همچو تن پوش زمستان در خیال
هر شبان گاهان،تمنایت کنم


چشم فردای مرا امید کو
گر تو پنهانی و من در جستجو


هیچ می دانی بر این دیوارها
رازها بنوشتم از تو،مو به مو


هیچ می دانی که من ققنوس وار
هر شبی تا صبح در خاکسترم


این که می گویم یقین افسانه نیست
سرد چون گور است شب ها، بسترم


باز من بی تو خموشم چون سکوت
بر درخت خشک من یک برگ نیست


باز می خواند مرا آوای قو
در نوایش نغمه ای جز مرگ نیست









هیچ نظری موجود نیست: