بازهم پاییز و رگبار تگرگ
روی باغ خیس و فرش زرد برگ
کوچ مرغان مهاجر باشتاب
تخته نرد صخره با امواج آب
ابرهای آسمان چون سینه ریز
بوسه های تندر و باران تیز
گردش گندم به چرخ آسیاب
خواب ریشه،مستی گل در گلاب
ناز ابریشم به دست پیله ور
بوی نان و عطر چای و نقل تر
شرشرباران چو طبلی خوش نواز
رقص پیچک ها و چتر نیمه باز
بانک مرد دوره گردی شادخوار
در کنارش دیگ سیرابی به بار
این تماشای خیال انگیز من
یادمانی زنده در دل از وطن

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر