۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

پــاییــز وطـــن



بازهم پاییز و رگبار تگرگ
روی باغ خیس و فرش زرد برگ

کوچ مرغان مهاجر باشتاب
تخته نرد صخره با امواج آب

ابرهای آسمان چون سینه ریز
بوسه های تندر و باران تیز

گردش گندم به چرخ آسیاب
خواب ریشه،مستی گل در گلاب

ناز ابریشم به دست پیله ور
بوی نان و عطر چای و نقل تر

شرشرباران چو طبلی خوش نواز
رقص پیچک ها و چتر نیمه باز

بانک مرد دوره گردی شادخوار
در کنارش دیگ سیرابی به بار

این تماشای خیال انگیز من
یادمانی زنده در دل از وطن




ژاله ابیض

هیچ نظری موجود نیست: