تا گریه کنم بغض همه خاطره ها را
باید که به توفان بدهم ناسره ها را
باید که شبی بی خبر از پرده و دیوار
با خود به تماشا ببرم پنجره ها را
باید دوسه جامی ز رگ باغ بنوشم
کآشفته کنم خواب همه زنجره ها
کو پولک خورشید که بر شب بتکانم؟
بیرون کنم از خانه همه شب پره ها را
باید نفسی تازه کنم بی غم و تشویش
باید به دل آب دهم دلهره ها را
باید که به توفان بدهم ناسره ها را
باید که شبی بی خبر از پرده و دیوار
با خود به تماشا ببرم پنجره ها را
باید دوسه جامی ز رگ باغ بنوشم
کآشفته کنم خواب همه زنجره ها
کو پولک خورشید که بر شب بتکانم؟
بیرون کنم از خانه همه شب پره ها را
باید نفسی تازه کنم بی غم و تشویش
باید به دل آب دهم دلهره ها را
.jpg)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر